خانه / رادیو و تلویزیون / رادیو داستان : کشک و پشم (قسمت دوم)

رادیو داستان : کشک و پشم (قسمت دوم)

 

رسانه دولت آباد تقدیم میکند

به نام خدای احسن القصص
همراهان گرامی رادیو داستان سلام به شما امیدوارم حالتون خوب باشه امروز قراره براتون داستان گوسفند و کشک و پشم رو بخونم با ما همراه باشید

چوپانی گله را به صحرا برد و به درخت گردو رسید از ان بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت خواست فرود اید اما ترسید باد شاخه ای که چوپان روی آن بود را تکان میداد چوپان که دید نزدیک است بیافتد و دست و پایش بشکند مستعسل شد و صورتش را به بالا کرد و گفت خدایا گله ام نظر تو برای اینکه سالم پایین بیایم قدری که باد ساکن تر شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی برای خودش پیدا کرد و خودش را محکم گرفت و گفت خدایا راضی ای که زن و بچه من در خاری بمیرند و تو همه ی گله را صاحب شوی ؟ نصفه گله را به تو میدهم نصفی هم اجازه بده بماند برای من چوپان پایین تر امد و گفت ای خدا نصفه گله را چطور نگهداری میکنی ؟ ان را هم خودم نگهداری میکنم ، در عوض کشک و پشم ان را به تو میدهم وقتی کمی پایین تر امد و نزدیک بود پایش به زمین برسد گفت که چوپانی هم بی مزد نمی شود بالاخره زندگی چوپانی هم خرج دارد دیگر سپس گفت کشک برای تو و پشم هم به عنوان دستمزد برای من اما همین که پایه چوپان به زمین رسید گفت خدایا چه کشکی و چه پشمی ؟؟؟ ان بالا گیر کرده بودم و گفتم ، شما جدی نگیر .

سپس به دنباله گله اش راه افتاد و رفت

 

گوینده: مهدی جعفری
🎵 صدا برداری و میکس: مهدی جعفری
💻 طراح کاور: علیرضا موقر

🔰 هر هفته پای “رادیو داستان” بشینید و از حکایت ها لذت ببرید

 

برای ورود به کانال تلگرام کلیک کنید.

برای دیدن پست های بیشتر کلیک کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *